تبليغاتX
دوپیکر
از همه جا

امير رضا كوهستاني باز هم هيجان­زده­ام كرد. رقص روي ليوان­ها را كه آن­سال­ها ديدم، آن­قدر باليدم و آن­قدر خوش­حال بودم كه بالاخره يك ايراني، دركي درست از بازيگري دارد. "رقص روي ليوان­ها "و بعد از آن ديدن "تجربه­هاي اخير" من و همراهانم را آن­قدر شگفت­زده كرده بود كه مترصد بودم جايي او را ببينم و دست­مريزادي بگويم. در مملكتي كه بازي­گري در سينمايش، خاله­بازي كودكانه است و اگر بازي­گر بخواهد ابتكاري هم به خرج بدهد و اين وسط­ها كاري كند كه  در زنده­گي عادي مي­كنيم، كارگردان، كاتش به هوا مي­رود و دادش، ديدن اين همه بازي واقعي، عين زنده­گي، مثل زنده­گي، باورپذير و  نمي­دانم، دست­مريزاد دارد. اما اميررضا كوهستاني با كوارتت بيش­تر شگفت­زده­ام كرد. وقتي مهين صدري (بازي­گر نقش شيوا) دعوتم كرد و گفت كه خودش بازي كرده، تعجب كردم. نه انتظار بازي خوب داشتم و نه تصوري از آن. با اولين ديالوگ مهين صدري كمي توي جايم جابه­جا شدم و چند لحظه­اي كه گذشت، نمي­توانستم درست سرجايم بنشينم.: تپق­هاي ميان كلمات، كه ساخته­گي هم نبود، مكث­ها، توي حرف خودپريدن­ها، جملات نصفه رها شده، كلماتي كه به تكيه­كلام­هاي شخصيت تبديل شده بود و همه و همه من را به آرزوي ديدن يك بازي ناتورال به معني واقعي آن رساند. كوارتت با چهار بازي­گر، دو قصه را هر كدام از قصه­ها را از زبان و ديدگاه دو نفر تعريف مي­كند. كوارتت نمي­تواند انتظار كساني را كه هنوز دل­شان بازي­هاي اغراق­شده مي­خواهد و بيان تاتري و دل­شان ميزانس و حركت مي­خواهد و  از اين جور... برآورده ­كند.  كوارتت جايي براي حركت ندارد، اين را اگر متن را و موقعيتي را كه شخصيت­ها در آن قرارگرفته­اند، بفهميم متوجه خواهيم شد. در هيچ نمايشي شخصيتي كه داخل يك آسانسور است، دراز نمي­كشد. مي­دانم كه كارگردان هم دنبال اين نيست كه انتظار آن­ها را جواب دهد و چه لذت­بخش كه  نمايش "كوارتت" اميررضا كوهستاني اين همه تماشاچي مشتاق دارد. هميشه مي­­گفتم مردم ما همين مردمي هستند، كه فيلم­هاي درست را مي­بينند و دوست دارند، اين ما هستيم كه تماشاچي ايراني را دستِ كم گرفته­ايم.

 

نوشته شده توسط نازنین فراهانی  در ساعت 20:49 | لینک  |