جمعه هفدهم اسفند 1386
جایی برای پیرمردها نیست:
آخرین فیلم برادران کوئن. کارگردانانی که قادرند سوژه های عادی را به به ترین شکل تبدیل به فیلم کنند. فیلم قصه ی مردی ست که اتفاقی به پول هنگفتی دست پیدا می کند و زنده گی اش را بر سر آن می گذارد . خاویر باردم در نقش یک آدم کش او را راحت نمی گذارد. سایه به سایه تعقیبش می کند. قصه به همین ساده گی ست. ولی جایی برای پیرمردها نیست با همین قصه ی ساده یک فیلم تمام عیار است. خاویر باردم مثل همیشه باور پذیر است. همان قدر که در "The Sea Inside " دوست داشتنی و محبوب است در "جایی برای پیرمردها نیست" منفور و منفی ست. اسکار نوش جانت

آخرین فیلم برادران کوئن. کارگردانانی که قادرند سوژه های عادی را به به ترین شکل تبدیل به فیلم کنند. فیلم قصه ی مردی ست که اتفاقی به پول هنگفتی دست پیدا می کند و زنده گی اش را بر سر آن می گذارد . خاویر باردم در نقش یک آدم کش او را راحت نمی گذارد. سایه به سایه تعقیبش می کند. قصه به همین ساده گی ست. ولی جایی برای پیرمردها نیست با همین قصه ی ساده یک فیلم تمام عیار است. خاویر باردم مثل همیشه باور پذیر است. همان قدر که در "The Sea Inside " دوست داشتنی و محبوب است در "جایی برای پیرمردها نیست" منفور و منفی ست. اسکار نوش جانت
پرسپولیس :
مرجان ساتراپی به قولش عمل می کند و باعث افتخار پدربزرگش می شود. پرسپولیس سینماست. به قولی " خیلی سینماست"
فیلمی که در نهایت صداقت داستانش را بازگو می کند . مرجان ساتراپی همه چیز را دیده با همه ی جزئیاتش . فیلم از شدت واقعی بودن آن قدر متاثر کننده است که بعد از دیدنش حتمن دلت یک گریه ی سیر می خواهد. نه. فیلم سیاه نیست. از آن فیلم هایی که سعی بر سیاه بودن دارند. از آن فیلم هایی که سعی دارند احساسات تماشاچی را برانگیزند. پرسپولیس از واقعی بودنش تو را متاثر می کند.
دلم می خواست اسکار می گرفتی خانم ساتراپی
نوشته شده توسط نازنین فراهانی در ساعت 14:22 | لینک
|
