تبليغاتX
دوپیکر

چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387

The Fall

The Fall

این عکس واقعی ست. تارسم کارگردان فیلم می گوید هیج یک از تصاویر فیلم کا مپیوتری نیستند.

 دربيمارستاني در لوس­آنجلس، روي پاركر (Lee pace)) بدل­كار سينمايي كه از ناحيه كمر به پايين فلج شده، با دختر شش ساله­اي به نام الكساندريا  (با بازی درخشان Catinca Untaru)آشنا مي­شود. او كه دچار افسرده­گي­ست و قبلن نيز خودكشي كرده، سعي مي­كند با تعريف داستان براي الكساندريا  او را جذب كرده تا بتواند از او بخواهد كه برايش مورفين بدزدد. تصاوير فيلم فوق­العاده­اند. به خصوص وقتي قصه­هاي روي روايت مي­شوند، هر پلان فيلم، به يك تابلوي نقاشي مي­ماند. تارسم در فيلم جديدش بدون وقفه، و پي در پي نماهايي را نشان­تان مي­دهد كه به لحاظ رنگ،‌ نور، كمپوزيسيون و قاب بي­نظير است. ... مجموعه­اي از تصاويري­ست كه هر كدام به نوبه­ي خود، اثري هنري­ست.
هم­چنان كه شدت افسرده­گي روي بيش­تر مي­شود، فضاي قصه­هايش هم تلخ­تر مي­شود كه تارسم به استادي در فرم نيز اين تاريكي و تلخي فضا را به نمايش درآورده. The Fall فيلمي­ست كه از يك نماي آن نمي­توان بدون تحسين گذشت. تارسِم يك نمايش­گاه نقاشي پيش روي­تان گذاشته است..
وقتي كارگردان براي ساخت فيلمش چهارسال وقت مي­گذارد،‌آن هم با هزينه­ي خودش نتيجه­اش همين مي­شود كه ...
تارسم در هند به دنيا آمد. وقتي سه سالش بود، پدرو مادرش به ايران مهاجرت كردند. پدرش معتقد بود كه در ايران، با شرايطي كه حاكم است فرزندانش درست نخواهند توانست تحصيل كنند، اين بود كه دو فرزندش را براي تحصيل به هيماليا فرستاد . تارسم بعدها برای تحصیل سینما به آمریکا سفر کرد. او با ساخت فیلم های تبلیغاتی کارش را شروع کرد و ....
The Fall فیلمی دیدنی ست. فیلمی که قابل توصیف نیست....

 

 

نوشته شده توسط نازنین فراهانی در 15:19 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم آبان 1387

Boudhabar 27

 

برخی از استعدادها دير شناخته مي­شوند يا شايد اين­جا زمينه­ي بروز برخي استعدادها نيست.
با ديدن برخي آدم­ها و با ديدن هرباره­شان حسرتي برجا مي­ماند از اين­كه كسي مي­تواند و نمي­تواند.
مهدي ساكي جزو كساني­ست كه هنوز استعدادهايش آن­طور كه بايد شناخته نشده. اين حسرت از ديده نشدن او را،  نه به عنوان يك بازيگر سينما، به عنوان يه رقصنده­ي حرفه­اي مي­گويم.
رقص،‌ رقصيدن، اكنون در زنده­گي روزمره­ي ايراني افعالي فراموش شده­اند. اين هنر فراموش شده و دارنده­گان اين هنر يا از ايران رفته­اند يا گوشه­اي ناشناخته مانده­اند. رقص به عنوان هنر اول، خود به تنهايي قابليت درمان بسياري از دردهاي روحي و فيزيكي انسان را داراست و موسيقي اعجاز تاثير مستقيم هنر بر روح و روان و حتا فيزيك،‌ كساني مانند مهدي ساكي را وامي­دارد كه برقصند.
اين مقدمه را گفتم كه بگويم مهدي ساكي كه گه گاه در سينما و تلويزيون هم ديده شده، كسي كه سال­هاست بدني را كه همه­ي ما حمل مي­كنيم ، و او با بذر هنر گرامي­اش مي­دارد، اين روزها آلبومي را به  نام  Boudhabar 27  به همراهي گروهي از استعدادهاي پنهان موسيقي تهيه مي­كند. مهدي ساكي با عشق به موسيقي زنده­گي مي­كند، به خاطر همين عشق مي­رقصد و شيدايي­اش را با موسيقي بيرون مي­ريزد. مهدي ساكي موسيقي را با رقص ترجمه مي­كند. اما حق آدم­هايي مثل او،‌ اين نيست. اين، يعني جايگاه كنوني­شان.
وقتي Boudhabar 27  را گوش دادم،  اگرچه ماكتي بود كه به قول خودش 50 درصد كار بود، ولي چه زيبا بود. چه شيدايي و شوري!  
 همكاري مهدي ساكي با گروه موسيقي ساليف كيتا- اهل مالي- در تراك اول، آيدين سيف – كه قبلا اگر اشتباه نكرده باشم آهنگ­هايي در سبك متال از او شنيده­ام، اگر اشتباه نكرده باشم­ – با تلفيقي از بيس الكترونيك و ماتريال­هاي موسيقي جنوبي و ايراني در تراك دوم، بهره­گيري از اشعار مولانا و حافظ در تراك سوم ، گروه موسيقي مرواريد و با الهام از رقص جنوبي با كوبش بر سازهاي كوبه­اي در تراك چهارم و در تراك­هاي بعدي استفاده از ساز خوش­صداي ديجي­ريدو از سازهاي بومي استراليا كه در ايجاد و حفظ اتمسفر موجود در آلبوم كمك بسياري كرده، آواها، لالايي­ها و صداهايي كه از يوماي (مادر) او به يادش مانده ، همه­ي اين­ها حكايتي­ست از اين بومي تشنه­ي زندهگي در جهان.  و به حق موسيقي الكترونيك زمينه­ي مناسبي­ست براي وحدت رقص و حركت براي تمام كساني كه در بدن به جست­وجوي خودشان هستد.

 

نوشته شده توسط نازنین فراهانی در 17:33 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه یکم آبان 1387

فریدون گله

 

این جا را بخوانید

و این یکی

 

 

نوشته شده توسط نازنین فراهانی در 15:5 |  لینک ثابت